تحولات منطقه

اعلام وزیر دفاع آمریکا مبنی بر امکان ادامه «نامحدود» محاصره دریایی ایران، در ظاهر نمایش اعتماد به توان نظامی واشنگتن است؛ اما از منظر روند جنگ معنای دیگری نیز دارد.

جنگ فرسایشی؛ راهبرد جدید دشمن
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، اعلام وزیر دفاع آمریکا مبنی بر امکان ادامه «نامحدود» محاصره دریایی ایران، در ظاهر نمایش اعتماد به توان نظامی واشنگتن است؛ اما از منظر روند جنگ معنای دیگری نیز دارد. آمریکا پس از ماه‌ها عملیات هنوز نتوانسته یکی از اهداف اصلی خود، یعنی بازگرداندن کشتیرانی عادی به هرمز را محقق کند. تردد همچنان فاصله زیادی با دوران پیش از جنگ دارد و ادعای ترامپ درباره «کنترل کامل» تنگه با واقعیت عملی این آبراه سازگار نیست. بنابراین واشنگتن از الگوی «فشار برای نتیجه سریع» به سمت فرسایش تدریجی حرکت کرده است. محدود کردن صادرات ایران، جلوگیری از عادی ‌شدن هرمز و تشدید فشار اقتصادی، تا ایران در شروط خود درباره محاصره، تحریم‌ها و خسارت‌های جنگ تجدیدنظر کند.

هرمز؛ مسئله‌ای که قدرت نظامی حل نکرد

مهم‌ترین واقعیت ماه‌های گذشته این است که برتری متعارف دریایی آمریکا، ترک بزرگی برداشته و نتوانسته هرمز را به شرایط پیش از جنگ بازگرداند. پنجشنبه تنها ۹شناور تجاری از تنگه عبور کردند. بخش مهمی از همین تردد محدود نیز از مسیر تحت مدیریت ایران صورت گرفته است. از اینجا به بعد، مناقشه فقط بر سر باز یا بسته ‌بودن تنگه نیست؛ مسئله این است که قواعد عبور پس از جنگ چگونه تعریف خواهد شد. بررسی طرحی در ایران برای مدیریت راهبردی هرمز و محدود کردن عبور شناورهای متعلق به کشورهای متخاصم نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند.

«محاصره نامحدود» هزینه نامحدود دارد

نشانه‌های میدانی هم نشان می‌دهد ادامه این سطح از حضور برای آمریکا ساده نیست. ناو «آبراهام لینکلن» بیش از ۲۶۰روز متوالی در دریا بوده و گزارش‌هایی درباره فشار بر خدمه و نیازهای نگهداری آن، به مسئله‌ای سیاسی در آمریکا تبدیل شده است.

حرکت ناو «جورج واشنگتن» از حوزه اقیانوس آرام به خاورمیانه نیز مهم است؛ زیرا آمریکا برای حفظ فشار در این جبهه ناچار شده بخشی از ظرفیت دریایی خود را از منطقه‌ای جابه‌جا کند که مهار چین در آن یکی از اولویت‌های اصلی واشنگتن است. البته این به معنای ناتوانی آمریکا در ادامه محاصره نیست، اما نشان می‌دهد استمرار آن مستلزم مصرف منابع، فرسایش تجهیزات و کاهش انعطاف در سایر مناطق است. به همین دلیل، زمان الزاماً فقط علیه ایران کار نمی‌کند.

فشار اقتصادی؛ میدان اصلی مرحله جدید

در مقابل، اثر محاصره بر اقتصاد ایران نیز واقعی است. محدودیت صادرات نفت مهم‌ترین ابزار واشنگتن برای تغییر محاسبات تهران محسوب می‌شود. مسئله برای ایران در این مرحله صرفاً تحمل فشار نیست، بلکه کاهش قدرت اثرگذاری آن است. آمریکا یک جنگ‌ تمام‌عیار اقتصادی را شروع کرده است.در مقابل، رشد نزدیک به ۳۰۰درصدی صادرات از مرز ریلی رازی با ترکیه، هرچند جایگزین درآمدهای نفتی نیست، ولی اهمیت مسیرهای زمینی و شبکه همسایگی را نشان می‌دهد. هر چه تجارت خارجی میان مسیرهای بیشتری توزیع شود، پیوند مستقیم میان «محاصره دریایی» و «انزوای اقتصادی» ضعیف‌تر خواهد شد.

از حفظ اهرم تا تبدیل آن به نتیجه سیاسی

تحولات اخیر بیش از آنکه نشانه افزایش قدرت آمریکا باشد، نشان‌دهنده تغییر شیوه اعمال فشار آن است. واشنگتن روی طولانی ‌کردن محاصره و آثار اقتصادی آن حساب باز کرده است.برای ایران نیز مرحله بعد صرفاً حفظ محدودیت تنگه نیست. مزیت راهبردی زمانی به دستاورد تبدیل می‌شود که وضعیت موجود بتواند به ترتیبات سیاسی پایدارتری منجر شود؛ یعنی رفع محاصره بنادر ایران، تعیین قواعد مورد توافق برای کشتیرانی و جلوگیری از تکرار چرخه مذاکره، تهدید و حمله. برنده کسی است که بتواند زودتر فشار موجود را به یک نتیجه سیاسی مطلوب تبدیل کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha